پایگاه علاقه مندان آیة الله نظری منفرد

+ نوشته شده در  90/07/13ساعت 11:37  توسط کانون سفیر کوفه  | 

+ نوشته شده در  90/07/13ساعت 11:6  توسط کانون سفیر کوفه  | 

قصه کربلا/گفت و گو با حجت الاسلام علی نظری منفرد


اشاره:

عبرت آموزی از رویدادهای گذشته در بسیاری از ایات قرآن مورد تأکید قرار گرفته است و از این روست که حجت الاسلام والمسلمین «علی نظری منفرد» با اشاره به اینکه واژة «قصه» به معنای «تتبع اثر» و مراجعه به آثار و حوادث گذشته است و حادثه کربلا و نهضت امام حسین (ع) یکی از بزرگترین قصه های تاریخ اسلام است، عنوان کتاب توصیفی ـ روایی اش را «قصة کربلا» گذاشته است. این کتاب در 11 فصل به همراه ضمیمه اش که «قصة انتقام» نام دارد، از منظر توجه به ترتیب وقایع کربلا نگاشته شده است. آقای منفرد علت قیام امام حسین (ع) را رفتن به سوی شهادت و انجام فریضة الهی می داند و به پرسش هایی که دربارة کتاب از ایشان پرسیدیم، این گونه پاسخ می دهد:

عنوان کتاب طوری القا می کند که گویی، یک بیان روایی از حادثة کربلاست. ایا واقعاً این طور است یا اینکه شما نگاه تحلیلی و انتقادی هم در کتاب داشته اید؟

خیلی کم؛ نگاه من بیشتر روایی و توصیفی است.

علت آنکه در نگارش کتاب، شیوة ترتیب وقایع کربلا را انتخاب کرده اید، چیست؟

چون در مقاتل دیگر این نوآوری وجود نداشت و به طور عمده مطالب به هم ریخته بود، تصمیم گرفتم مطالب را دسته بندی و مرتب کنم تا برای کسی که می خواهد اتفاقات واقعة کربلا را دسته بندی شده به دست بیاورد، مقدور باشد.

مهم ترین منابع شما در نگارش کتاب، چه بوده است؟

بیشتر از منابع دست اول استفاده کرده ام، اما گاهی از غیردست اول ها هم استفاده شده است، چون می خواستم کتاب جامع باشد. مثل تاریخ طبری، کامل ابن اثیر

و ... .

در صفحة 28 اشاره کرده اید که «حسین (ع) در آن مقطع حساس تاریخی نمی توانست شاهد پایمال شدن اصول مسلم اسلامی و جان گرفتن بدعت ها و رواج بازار فساد باشد و ...» همچنان که در صفحة 74 هم به آگاهی امام از شهادت اشاره کرده اید؛ به نظر می رسد یک نوع نوسان بین نگاه صالحی نجف آبادی و مرحوم شریعتی وجود دارد. این طور نیست؟

بله؛ این نگاه را قبول نداشتم.

کدام نگاه ؟به طور مشخص نوع نگاه شما به قصة کربلا چیست؟

امام حسین (ع) با فدا کردن جانش آن توطئه ها را خنثی کرد و می دانست کشته می شود؛ شواهد بسیار قوی و محکمی هست که می گوید امام می دانست کشته می شود. حتی عبدالله بن عمر هم می دانست، یعنی قرائن و شواهد نشان می داد که امام کشته می شود و هرکس که به امام می رسید، می گفت نرو که کشته می شوی؛ بنابراین نگاه تفاوت می کند. اگر بگویند کشته شدن چه فایده ای برای دین داشت؟ باید گفت؛ این کشته شدن باعث شد بساط بنی امیه برچیده شود، بنابراین عبدالملک دو سال بعد از یزید سر کار آمد و بساط آنها برچیده شد. او به تمام عمالش اطلاعیه داد و بخشنامه کرد که شما متعرض حال علی بن حسین (ع) نشوید، اما آنها متعرض شدند و از میان رفتند.

دربارة اینکه چرا امام از همة مکان ها کوفه را برگزیده است، از جانب امیرالمؤمنین (ع) به عنوان یکی از دلایل نقل کرده اید که «کوفه گنج ایمان و جمجمة اسلام و شمشیر و نیزه خداست که در هر کجا که بخواهد، قرار می دهد»، اما در باور عمومی کوفه و کوفیان نماد بی وفایی و خیانت هستند. علت این تناقض چیست؟

متأسفانه این اشتباه در اثر بدآموزی هایی است که تاکنون وجود داشته است. امسال خیلی در صحبت ها گفتم. آن کسانی که جمع شدند و امام حسین (ع) را کشتند، بر اساس روایت امام صادق (ع) که می فرماید: «اجتمع علیه خیل اهل الشام »، یعنی کشندگان امام حسین (ع) سپاهی بودند که بیشتر از شام آمده بودند، البته نه اینکه اهل کوفه نبودند، برخی از این شامی ها در کوفه حضور داشتند.کوفه شهری جدیدالاحداث بود که زمان خلیفة دوم تأسیس شد تا مسلمانان حملاتی را که از طرف دولت کسری می شد، دفع کنند و در این سوی فرات ملیت های مختلف حجازی، عراقی، یمنی، شامی و ایرانی را در خود جای داده بود. این شهر شیعیان زیادی داشت و ابن زیاد حدود 60 هزار نفر از آنها را توسط رؤسای قبایل زندانی کرده بود، طوری که اجازة خروج نداشتند، وگرنه به امام می پیوستند.

استاد شهید مطهری در کتاب«حماسة حسینی» با نقد کتاب «روضة الشهداء»، مسائلی چون عروسی حضرت قاسم (ع) را نادرست می داند و دربارة حضور طفلان مسلم و اساساً وجود چنین طفلانی تشکیک هایی هست؛ شما هم در کتاب به اختلاف بین تعداد شهدای واقعة کربلا بین 72، 87 ، 61 ، 78 ، 82 ، 145 اشاره کرده اید؛ منشأ این اختلاف نظر ها درکجاست؟ متقن ترین و جامع ترین روایات درباره زندگانی امام حسین (ع) و واقعة عاشورا را در کدام مقتل باید دید؟

شهید مطهری کتاب روضة الشهداء را نقد کردند، اما این طور نیست که همی مطالب این کتاب باطل باشد. خیلی از مطالب آن در کتاب های دسته اول خاصه و عامه آمده است. البته بعضی نادرست و ضعیف است، مثل عروسی حضرت قاسم (ع)، اما درباری قصة طفلان مسلم، اصل قضیه درست است و جای تردید نیست. چون صدوق در مجلس21 امالی، جریان را نقل کرده است. منتها اختلاف این است که این ها فرزندان عقیل هستند یا نوه های جعفر طیار. فقط این اختلاف وجود دارد و اِلا، اصل مسئله درست است. در جنگ هشت ساله نیز با تمام امکاناتی که داشتیم اختلافاتی در روایات جنگ وجود دارد. گویندگان مختلفی بوده اند که ممکن است اطلاعات را متفاوت گفته باشند. این طبیعی است. منتها انسان از لابه لای آن به یک اجماعی می رسد که اصل بوده و جمعیتی در این حول و حوش بوده است. مثلاً در رفتن پیامبر به حجة الوداع نیز از 70 تا 120 هزار نفر نوشته اند.

از میان مقاتلی که وجود دارد شما کدام را جامع تر و معتبرتر می دانید؟

این مقاتل هر کدام یک ویژگی دارند و از یک جهت خاص به قصة امام حسین (ع) پرداخته اند. برخی از مقاتل مختصر است؛ مثل لهوف سید و مثیرالاحزان و برخی متوسط هستند؛ مثل مقتل شیخ مفید در ارشاد. برخی هم مفصل هستند، اما مقتلی که معتبر است، مقتل لوط بن یحیی است که در قرن دوم می زیسته و متوفی سال170 هجری قمری در عصر امام صادق (ع) و تاریخ نگار قوی ای بوده است. کنیه اش«ابومخنف» است و طبری هم بیشتر از او نقل می کند. البته تمام مطالب مقتل مربوط به او نمی شود. مثلاً ابن اعثم کوفی مقتلی دارد که از دیگری نقل کرده یا شیخ صدوق در مجلس بیستم امالی که تمامش مقتل است، از شخص دیگری نقل می کند ولی مقتلی که قابل اعتبار است، مقتل لوط بن یحیی مشهور به «ابی مخنف» است.

همان طور که شما اشاره کرده اید از ویژگی های حماسة کربلا ثبت و ضبط شدن شعرها و رجزهای اصحاب و یاران امام (ع)، نام اصحاب و ترتیب شهادت آنها، خطبه ها و سخنرانی اهل بیت (ع) در طول سفر است. این موضوع در کنار تأیید و تأکید بر اهمیت موضوع و تأثیر شگفت انگیز آن در تنویر افکار و ترغیب احساسات، این ظن را نیز به همراه خود دارد که چطور ممکن است درگیر و دار جنگ و در آن شرایط سخت، شخص یا اشخاصی این اشعار، رجزها، خطبه ها و سخنرانی ها را به یاد سپرده باشد یا ضبط کند؛ و این منجر به تشکیک در صحت مطالب می شود؛ پاسخ شما به چنین گمان هایی چیست؟

پاسخ این است که نگارندی حادثة کربلا یک نفر نبوده و افراد مختلفی قصی کربلا را بیان کرده و نگاشته اند. ما شاید در پاورقی ها به این امر اشاره کرده باشیم. بعضی از آنها مانند «حمید بن مسلم» در سپاه دشمن بودند؛ بعضی دیگر مانند «عقبه بن سمعان» که غلام بوده و به همراه امام حسین (ع) بوده و آخر کار از ایشان جدا شده و کشته نشده است، همین طور «ضحاک بن عبدا...» که با حضرت پیمان بسته بود که تا آخر بماند و بعد جدا شود؛ برخی حوادث از زبان امام سجاد (ع) و امام باقر (ع) بیان شده است؛ روایتگران مختلفی بوده اند که هر کدام به شرح بخشی از ماجرا پرداخته اند.

درباری این موضوع استبعاد در صورتی می تواند درست باشد که تمام ماجرا توسط یک نفر شرح داده شده باشد. تنها در این صورت است که استبعاد می کنیم و می گوییم مگر ممکن است تمام این ماجرا را یک نفر به یاد داشته باشد؟ اما از آن جهت که برخی از روایتگران جریان کربلا مانند «کعب بن مالک» که قاتل «بُریر» است، خود جزو «قتلة» امام حسین (ع) بوده اند، اطمینان بیشتری از وقوع حادثه و چگونگی آن می توان حاصل کرد.

دربارة علت و ریشة قیام امام حسین (ع)، اظهارنظرهای متفاوتی وجود دارد. به عنوان مثال، «شیخ عبدا... علائلی» در کتاب «سمو المعنا فی سمو ذات» ریشة این قیام را در تاریخ عرب و تعصبات تاریخی اعراب می داند. دکتر «زرگری نژاد» در کتاب «نهضت امام حسین (ع) و قیام کربلا» ریشة کربلا را در فتوحات بعد از رحلت پیامبر (ص) می داند و ... .

در کتاب شما، اشاره ای شده به موضع گیری کسانی مانند «حسن بصری» که صاحب نام بودند. به این صورت که وی پس از شنیدن خبر شهادت به شدت گریست و گفت: «خوارترین امت اند که فرزند نابکار آنها، فرزند پیامبرشان را به قتل رساند.» صرف نظر از آنکه اشخاص مورد قبول ما باشند یا نه، به طور کلی از کتاب این طور برمی آید که علت قیام را نوعی مسخ شدگی به اصطلاح نخبگان جامعه و بی تفاوتی آنها نسبت به آنچه که در جامعه می گذرد می بینید؛ آیا این برداشت صحیح است؟

اگر بخواهیم برای تحلیل قیام عاشورا به سراغ حواشی رفته و پس از بررسی نظریه های مختلف به یک نتیجه گیری کلی برسیم، راه را اشتباه رفته ایم. درست ترین داوری، رجوع به حرف های خود امام حسین (ع) است. نامه هایی که ایشان برای اطراف مرقوم کرده اند، نشان دهندة علت اصلی قیام است. به عنوان مثال، نامه ای که به مردم بصره نوشته اند: «... اینک که سنت پیامبر اکرم (ص)به دست فراموشی سپرده شده و بدعت ها یکی پس از دیگری ظاهر شده، من فرستادة خود را همراه این نامه به سوی شما فرستادم...» و در هنگام حرکت از مدینه می فرمایند: «انی لم اخرجی اشراً و لابطرًا و لامفسداً و لاظالما و انما خرجت لطلب الاصلاح امت جدی ارید ان آمر بالمعروف و نهی عن المنکر و اسیر بسیره جدی و ابی علی بن ابیطالب»؛ همچنین با توجه به فرمایش های امام در مواجهه با حُر و بسیاری موارد دیگر، هدف قیام مشخص می شود که همانا حرکت به سمت شهادت و قیام برای انجام فریضة الهی است.

اگر برای معرفی بهتر کتاب «قصة کربلا» مطلبی برای تکمیل این بحث دارید، بفرمایید!

تنها می توانم بگویم یکی از ویژگی های این کتاب، دسته بندی شدن مطالب است. در هیچ مقتلی ندیده ام که گفتارهای امام در تمام منازل این گونه مرتب دسته بندی شده باشد. آنچه در کتاب ها موجود است، به صورت پراکنده است و از این ویژگی برخوردار نیست.

+ نوشته شده در  90/07/13ساعت 11:2  توسط کانون سفیر کوفه  | 

حجت‌الاسلام نظری‌منفرد: علمای اهل سنت امام صادق(ع) را تکریم کرده‌اند


استاد حوزه علمیه قم گفت: علمای بزرگ اهل سنت همچون مالک و ابوحنیفه شخصیت علمی و مقام والای امام صادق(ع) را تکریم کرده‌اند.


حجت‌الاسلام علی نظری‌منفرد اظهار کرد: امام صادق(ع) یک شخصیت نسبی دارد که فرزند امام باقر(ع) بوده و از طرف پدر فرزند رسول خدا هستند و شخصیتی علمی ویژه‌ای دارند.
وی با بیان اینکه اکثر علوم اسلامی در دوره زندگی امام صادق(ع) منتشر شد، تصریح کرد: 4 هزار نفر راوی علوم ایشان را در شرایط بسیار سختی روایت کرده‌اند.
این استاد حوزه با اشاره به اینکه موافقان و مخالفان تعبیرات بلندی را راجع به شخصیت و مقام عظمای امام صادق(ع) بیان داشته‌اند، افزود: علمای بزرگ اهل سنت نیز همچون مالک و ابوحنیفه به شخصیت علمی و مقام والای امام صادق(ع) اذعان داشته‌اند.
نظری‌منفرد ادامه داد: به دلیل اینکه اکثر علوم و مذهب شیعه در زمان ایشان انتشار پیدا کرد و این امام همام در جهت ترویج معارف اسلامی شاگردان بسیاری را تربیت کردند، ایشان را رئیس مذهب جعفری نامیده‌اند.
وی با تاکید بر اینکه عمده احادیث و روایات اسلامی در دوره 34 ساله امامت امام صادق(ع) است، خاطرنشان کرد: به همین دلیل است که کمتر کتب حدیثی است که حدیثی از امام صادق(ع) در آن موجود نباشد.
این استاد حوزه با بیان اینکه مهم‌ترین نقش امام صادق(ع) ترویج دین و بیان مطالب در تمام زمینه‌های اسلامی است، گفت: ایشان در مباحثی همچون احکام، فقه، تفسیر و مسائل کلامی و اعتقادی خدمات بزرگی را به دین اسلام و شیعیان ارائه دادند.
نظری‌منفرد ادامه داد: در دوره‌ای از زندگی امام صادق(ع) دوران انتقال حکومت بود و در حقیقت امویان رو به ضعف می‌رفتند و در نهایت دولت بنی‌عباس تشکیل شد.
وی با اشاره به اینکه در دوره انتقال حکومت از امویان به عباسیان امام صادق(ع) توانستند بسیاری از مسائل اسلامی را ارائه دهند، اظهار کرد: بعد از این دوران شرایط سختی پدید آمد و منصور بسیار سختگیری می‌کرد.
این استاد حوزه با تاکید بر اینکه جنبش علمی که امام صادق(ع) پایه‌گذاری کرد توانست شاگردان بسیاری را از مناطق کوفه و دیگر بلاد اسلامی جذب کند، تصریح کرد: شرایط و موقعیت زمانی اجازه نمی‌داد دیگر ائمه اطهار(ع) بتوانند مثل امام صادق(ع) جنبش علمی پایه‌گذاری کنند.
نظری‌منفرد افزود: تلاش و جدیتی که امام صادق(ع) در موضوع علاقه به علم داشتند در حالی که مداوم به عبادت، زهد و پارسایی می پرداختند، مثال‌زدنی است.
وی با بیان اینکه حوزه‌های علمیه باید با تلاش، جدیت و کوشش مسیر حرکتی امام صادق(ع) را ادامه دهند، خاطرنشان کرد: طلاب باید در این مسیر از هر فرصتی استفاده کنند و مسیر امام صادق(ع) را ادامه دهند و سختی‌ها و مشکلاتی که به طور طبیعی در مسیر راه است، آن‌ها را از اهداف باز ندارد.

+ نوشته شده در  90/07/13ساعت 11:0  توسط کانون سفیر کوفه  | 

نشست «تحليل تاريخی قيام مختار» در قم برگزار شد

گروه خبرنگاران افتخاري / مهدی جعفری: سی‌و‌ششمين نشست از دور دوم سلسله نشست‌های عاشوراپژوهی چهل منزل تا اربعين با عنوان «تحليل تاريخی قيام مختار»، 30 دی‌ماه، در قم برگزار شد.

به گزارش خبرنگار افتخاری خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا) در قم، سی‌و‌ششمين نشست از دور دوم سلسله نشست‌های عاشوراپژوهی چهل منزل تا اربعين با عنوان «تحليل تاريخی قيام مختار» و با سخنرانی حجت‌الاسلام والمسلمين «علی نظری‌منفرد» از اساتيد درس خارج فقه و اصول حوزه و مؤلف كتاب «قصه كربلا»، 30 دی‌ماه، در مركز انجمن‌های علمی حوزه قم برگزار شد.

حجت‌الاسلام والمسلمين منفرد در اين نشست در سخنانی در سه بخش به تحليل قيام مختار پرداخت.

وی در بخش نخست سخنان خود به بيان بيوگرافی مختار پرداخت و گفت: مختار در سال نخست هجرت از پدری به نام ابوعبيد و مادری به نام دومه در قبيله سقيف متولد شد.

استاد درس خارج حوزه با بيان اينكه قبيله سقيف به همراه قبيله حوازن جزء آخرين قبائلی هستند كه به رسول خدا ايمان آوردند، خاطرنشان كرد: پس از فتح مكه جنگ حنين رخ داده كه بنابر آيات قرآن اين جنگ، جنگ مقابله با قبيله حوازن و سقيف بوده است كه اين قبايل در اين جنگ شكست خوردند و به طائف رفتند و درآنجا مستقر شدند.

وی عروة‌بن‌‌مسعود سقفی را از باقی‌ماندگان جنگ جويان قبيله سقف و عموی مختار معرفی كرد و گفت: عروة‌بن‌مسعود همان كسی است كه در صلح حديبيه نماينده قريش بوده و شخصيت قابل توجهی داشته است.

نظری‌منفرد، همچنين عروة‌بن‌مسعود را جد مادری حضرت علی اكبر(ع) عنوان كرد و اظهار كرد: عروه از پيشگامان مردم سقيف در پذيرش اسلام است، وی قبل از اينكه مردم طائف و قبيله سقيف اسلام بياورند، در جريان صلح حديبيه پيامبر(ص) را از نزديك زيارت كرده بود.

 حجت‌الاسلام والمسلمين علی نظری‌منفرد:
ابوعبيد پدر مختار نيز از صحابه كبار و مجاهدان راه خدا بود صحابه و در صدر مجاهدان راه خدا بود كه در يكی از جنگ‌ها فرمانده مسلمانان در فتح عراق بود، اما وی نيز در يكی از جنگ‌ها در سال 14 هجری در كنار پلی به نام جسرابوعبيد به شهادت رسيد

وی افزود: عروه پس از اينكه اسلام آورد از رسول خدا(ص) خواست تا به او اجازه دهد نزد مردم طائف و قبيله سقيف برود و آنها را به اسلام دعوت كند، پيامبر(ص) به او فرمود شما را به قتل می‌رسانند، اما عروه به رسول‌الله(ص) عرض كرد، قبيله سقيف از من حرف شنوی دارند و سخنان من را قبول می‌كنند، عروه وقتی به طائف مراجعت كرد بر بالای بام منزلش رفت و مردم را به اسلام دعوت كرد اما در همان جا با تيری وی را شهادت رساندند.

نويسنده كتاب قصه كربلا بيان كرد:‌ در مورد عروة‌بن‌مسعود مطلب جالبی وجود دارد برخی از اصحاب رسول خدا(ص) از پيامبر(ص) سؤال كردند شما در شب معراج انبيا را كه مشاهده كرديد حضرت عيسی مسيح(ع) در زمان ما نظير چه كسی بود، پيامبر(ص) فرمودند تنها كسی را كه می‌توانم به ايشان تشبيه كنم عروة‌بن‌مسعود سقفی است.

وی در ادامه خاطرنشان كرد: ابوعبيد پدر مختار نيز از صحابه كبار و مجاهدان راه خدا بود صحابه و در صدر مجاهدان راه خدا بود كه در يكی از جنگ‌ها فرمانده مسلمانان در فتح عراق بود، اما وی نيز در يكی از جنگ‌ها در سال 14 هجری در كنار پلی به نام جسرابوعبيد به شهادت رسيد.

نظری منفرد ابوعبيد را انسان آزاده و جوانمرد معرفی و ابراز كرد: در فتح عراق يكی از افسران اسلام يكی از فرماندهان اسير شده را امان داد و نكشت، اما برخی از ابوعبيد خواستند كه اين شخص كشته شود اما ابوعبيد گفت چون يك مسلمان او را پناه داده است من هرگز پناه داده شده يك مسلمان را به قتل نمی‌رسانم.

وی يادآور شد: همچنين نقل شده است در همان جنگ غذای لذيذی را برای ابوعبيد آورند كه او از خوردن آن غذا امتناع كرد و گفت، من از اين غذا نمی‌خورم مگر اينكه تمام سربازان و نيرو‌های تحت فرماندهی من از اين غذا تناول كنند.

استاد حوزه علميه قم با بيان اينكه اين موارد نماينگر اصالت خانوادگی و محيط تربيتی است كه مختار در آن محيط رشد يافته است، اظهار كرد: بعد از وفات پيامبر مختار نوجوانی بود كه 10 سال از عمرش بيشتر نگذشته بود و 13 ساله بود كه پدرش بعد از فتح عراق به همراه يكی از برادرانش به شهادت رسيد.

وی تصريح كرد: البته در قبيله سقيف فردی همچون حجاج بن يوسف سقفی نيز وجود داشت كه به امويان گرايش داشت كه فردی خبيث بوده است و دولت امويان را ياری می‌كرد البته با وجود اينكه مختار گرايش به علويان داشت و با حجاج از نظر اعتقادی تفاوت‌های فراوانی داشتند اما حجاج او را می‌ستود و او را مدح می‌كرد.

نظری‌منفرد در بخش دوم سخنان خود به تبيين شخصيت مختار پرداخت و ابراز كرد: راجع به شخصيت مختار مطالب خيلی زيادی وجود دارد، بعضی‌ها او را شخصيتی مثبت و برخی هم او را شخصيتی منفی ارزيابی می‌كنند.

وی با بيان اينكه عدم ولايت‌مداری و هدف‌گرايی دو اشكال اساسی است كه نسبت به قيام مختار وارد می‌كنند، خاطرنشان كرد: اگر واقعا به اين دو اشكال پاسخ داده نشود اين نتيجه گرفته می‌شود كه مختار دارای شخصيتی منفی بوده است.

نويسنده «صحيفه كربلا» با تأكيد بر اينكه بايد با بررسی تاريخ به اين سؤالات و اشكالات پاسخ دهيم، به تشريح ويژگی‌های شخصيتی مختار پرداخت و گفت: اراده قوی و پايدار، شجاعت، سخاوت، مهرورزی و رأفت، عدالت، زيركی و بلند همتی از جمله خصوصيات بارز مختار بوده است.

وی سپس به تبيين هر يك از ويژگی‌های مختار پرداخت و گفت: اگر قدرت اراده مختار نبود با وضع آشفته‌ و ديدگاه‌های متضادی كه در كوفه وجود داشت امكان پيروزی‌ها و موفقيت‌هايی كه ايشان كسب كرد و قاتلين امام حسين(ع) را كيفر داد و انتقام گرفت وجود نداشت و اين عزم و اراده قوی امری است كه هم در كتاب‌های اخلاقی و هم در اسلام به عنوان يك ارزش مطرح است.

 نظری‌منفرد:
اراده قوی و پايدار، شجاعت، سخاوت، مهرورزی و رأفت، عدالت، زيركی و بلند همتی از جمله خصوصيات بارز مختار بوده است

نظری‌منفرد تصريح كرد: اين اراده قوی و پايدار كه قرآن با عبارت‌های مختلفی به آن اشاره كرده است يك ارزش در وجود هر كسی است كه مختار نشان داد در وجودش سرشار از اين ارزش بوده است.

وی با بيان اينكه شجاعت از خصوصيات مختار بوده است، اظهار كرد: به اعتراف كسانی كه تاريخ را نگاشته‌اند مختار شخصيتی شجاع و دلاور بوده است، هنگامی كه مصعب كوفه را محاصره كرد به دوستانش گفت می‌جنگيم تا كشته شويم اما آنها گفتند، ما تسليم می‌شويم چون توان مقابله با سپاه مصعب را نداريم، به همين علت مختار هر روز يك تنه می‌آمد بيرون و با سپاهيان مصعب می‌جنگيد تا اينكه كشته شد.

استاد درس خارج فقه و اصول حوزه زيركی را از ديگر خصوصيات مختار ذكر كرد و گفت: در روايات نقل شده است در اوايل تولد مختار، وی را در دامن اميرالمؤمنين(ع) ديده‌اند كه حضرت او را در آغوش گرفته بود است و ايشان می‌فرموده «يا كيص» يعنی ای زيرك.

وی با اشاره به روايتی از امام باقر(ع) زيركی را برای مؤمن لازم دانست و گفت: اين زيركی در مختار وجود داشته است به ويژه در مدتی كه ايشان حكومت عراق را در دست داشت اين زيركی را به كار گرفت تا بتواند آن مقاصد صحيحی كه به دنبال آن بود را اعمال و اجرا كند.

نظری‌منفرد در ادامه به تشريح شخصيت اجتماعی مختار پرداخت و گفت: وقتی مسلم بن عقيل به دستور امام حسين(ع) راهی شهر كوفه شد، روز پنجم ماه شوال سال 60، به خانه مختار وارد شد و از اين ورود حضرت مسلم به خانه مختار دو نكته اساسی متوجه می‌شود يكی اينكه نائب امام حسين(ع) وارد بر كسی می‌شود كه شاخص است و به ولا و علاقه اهل بيت(ع) مشهور است و ديگر اينكه مشخص می‌شود كه مختار در شهر كوفه آدم شناخته شده‌ای بوده است كه اين نكته هم نماينگر دوستی مختار نسبت به اهل بيت است.

وی با بيان اينكه مختار پس از قيام حضرت مسلم قيام كرد، ابراز كرد: حضرت مسلم قرار نبود روز هشتم ماه ذی‌الحجه قيام كند اما با توجه به مسائلی كه به وجود آمد و هانی را دستگير شد، حضرت مسلم مجبور به قيام شد، در آن زمان مختار هم ساكن در يكی از روستاهای كوفه بود به محض اينكه اطلاع پيدا كرد حضرت مسلم قيام كرده است به كوفه آمد كه وقتی به كوفه رسيد با اوضاع به هم ريخته كوفه مواجه شد كه مجبور به تسليم شد و او را دستگير كردند و به زندان انفرادی بردند.

مؤلف كتاب «نهضت‌های پس از عاشورا» افزود: مختار در زندان از هيچ كجا اطلاعی نداشت نه از شهادت حضرت مسلم، نه از شهادت حضرت امام حسين(ع)، تا در حوادث روز چهاردهم محرم ابن زياد دستور داد مختار را با زنجير در قصر به نزد وی ببرند، وقتی مختار به قصر وارد شد ابن زياد با چوب دستی به صورت مختار زد به طوری كه چشم مختار را پاره كرد، مختار در اين زمان گفت، صبر كن بگذار حسين(ع) بن علی به كوفه بيايد ما حساب تو را می‌رسيم كه ابن زياد گفت حسين(ع) در مجلس ماست مختار تعجب كرد، ابن‌زياد دستور داد روپوش سر اباعبدالله(ع) را كنار زد، چشم ‌مختار كه به رأس امام حسين(ع) افتاد بسيار گريه كرد كه اينها همگی نشان می‌دهد مختار اهل ولا و علاقه‌مند به اهل بيت(ع) بوده است.

وی بخش سوم سخنان خود را با طرح اين سؤال آغاز كرد كه آيا قيام مختار مورد تائيد بوده است يا خير؟ يكی از تهمت‌هايی را كه به مختار می‌زنند را ادعای نبوت عنوان كرد و گفت: اين تنها يك تهمت است زيرا انسان وقتی بيوگرافی مختار را می‌خواند بر جايی نمی‌بيند كه مختار ادعای نبوت كرده باشد.

نظری‌منفرد افزود: اشكال ديگری كه به مختار گرفته‌اند اين است كه می‌گويند مختار ادعا كرده جبرئيل بر من نازل می‌شود، كه البته اين بهانه به آن دليل به دست دشمنان افتاد، كه مختار غلامی به نام جبرئيل داشت و برخی اوقات می‌گفت جبرييل اين را گفته است و برخی تلقی‌شان اين بود كه وی با جبرييل در تماس است.

 استاد درس خارج فقه و اصول حوزه:
حضرت مسلم قرار نبود روز هشتم ماه ذی‌الحجه قيام كند اما با توجه به مسائلی كه به وجود آمد و هانی را دستگير شد، حضرت مسلم مجبور به قيام شد، در آن زمان مختار هم ساكن در يكی از روستاهای كوفه بود به محض اينكه اطلاع پيدا كرد حضرت مسلم قيام كرده است به كوفه آمد كه وقتی به كوفه رسيد با اوضاع به هم ريخته كوفه مواجه شد كه مجبور به تسليم شد و او را دستگير كردند و به زندان انفرادی بردند

وی در ادامه يكی ديگر از اشكالاتی كه به مختار وارد شده است را كيسانی خواندن مختار از سوی برخی از مخالفان عنوان و ابراز كرد: كيسانيه كسانی هستند كه به امامت محمد‌بن‌حنفيفه معتقدند، البته اين اشكال نيز به مختار وارد نيست زيرا محمد حنفيه هيچ گاه ادعای امامت نكرده است و معتقد به امامت حضرت علی‌بن‌الحسين(ع) امام سجاد بوده است و بر اساس نوشته صاحب رجال شأن محمد حنفيه مبرا از اين است كه اين مسائل به او نسبت داده شود.

مؤلف كتاب «قصه كربلا» افزود: محمد‌بن‌حنفيه به دستور امام حسين(ع) در مدينه ماند و مختار نيز هرگز معتقد به امامت محمد بن حنفيه نبوده است منتهی نمی‌شده است رسما با امام سجاد(ع) ارتباط برقرار كند.

وی در رابطه با استبصار مردم كوفه از محمد حنفيه در خصوص اجازه به مختار برای قيام اظهار كرد: محمد حنفيه گفت بايد نزد فرزند برادرم امام سجاد(ع) برويم و امام زين‌العابدين(ع) در اين رابطه گفت، هر كس قيام كند برای حمايت از ما آن را اجازه می‌دهيم.

نظری‌منفرد خبر دادن از غيب را افترائاتی عنوان كرد كه به مختار نسبت داده شده است و در اين خصوص گفت: چون مختار خبر از كشته شدن عبيدالله به دست خود داده بود و عبيدالله از فرماندهان سپاه مروانی‌ها بود و كسی گمان نمی‌كرد كشته شود به همين دليل به مختار افترا غيب‌گويی زدند كه البته حقيقت امر اين است كه اين خبر را مختار ايامی كه در زندان بود از ميثم تمار شنيده بود و ميثم نيز اين خبر را از اميرالمؤمنين شنيده بود زيرا ميثم صاحب سرّ اميرالمؤمينن(ع) است و اين نبود كه مختار از غيب خبر بدهد.

وی در رابطه با پاسخ به دو اشكال عدم ولايت‌مداری و عدم تكليف محوری مختار به رواياتی از امام چهارم، پنجم و ششم(ع) پرداخت و خاطرنشان كرد: حضرت سجاد(ع) بعد از اينكه شنيدند مختار عبيدالله بن زياد و عمرسعد را به قتل رسانده فرمودند «من خدا را سپاس می‌گويم كه خونخواهی كرد برای من از دشمنان و خداوند مختار را جزای خير دهد».

استاد حوزه علميه قم تصريح كرد: اين دعای امام سجاد نشان می‌دهد كه مختار شخصيت مثبتی است چون بيانات امام معصوم(ع) بر روی حساب است و آنچه وجود دارد بيان می‌كند، معصومی كه ما را امر می‌كند كه در گفتارمان مواظب باشيم و فوق آن چيزی كه هست بيان نكنيم و پايين تر از آنچه كه هست كسی را توصيف نكنيم، قطعا خود ايشان وقتی كسی را مدح می‌كنند و سخنی را در پيش می گيرند دقيقا اين سخن با حق و واقع مطابق است.

وی گفت: امام باقر(ع) نيز در رابطه با مختار می‌فرمايد: «مختار قاتلين ما را كشت، خونخواهی كرد ما را و در روز سختی برای ما مال فرستاد».

نظری‌منفرد ابراز كرد: پسر مختار خدمت امام باقر(ع) رسيد و گفت كه مردم پدر من را دشنام می‌دهند كه امام(ع) سه بار فرمود: «رحمه‌الله اباك»، و بر اين اساس نمی‌شود كسی كه مستحق عذاب است امام(ع) برايش رحمت بفرستد.

وی همچنين تأكيد كرد: امام صادق(ع) نيز درباره مختار فرموده‌اند: «هيچ زنی از زنان بنی‌هاشم، لباس‌های عزا را از تن بيرون نياورد تا اينكه مختار سرهای قاتلين امام حسين(ع) را نزد ما فرستاد».

مؤلف كتاب «صحيفه كربلا» يادآور شد: اگر مختار ولايت مدار و تكليف محور نبود امامان ما از وی با اين تعبيرات ياد نمی‌كردند.

وی با بيان اينكه مختار در سال 67 هجرت در جنگ با مصعب و سپاهيان ابن زبير كشته شد، تصريح كرد: پس از كشته شدن مختار زنان مختار را نزد مصعب آوردند و كه او از آنان خواست يا از مختار تبری پيدا كنند و يا آنان را خواهد كشت، ام ثابت دختر سمرة‌بن‌جندب يكی از همسران مختار گفت «من بيزارم از همسرم» و او را آزاد كردند، اما عمره دختر نعمان‌بن‌بشير انصارى گفت «من هرگز تبری پيدا نمی‌كنم» گفتند چرا تبری نمی‌كنی جانت در معرض خطر است، گفت «من چگونه تبری پيدا كنم از كسی كه روزها را روزه می‌گرفت و شب‌ها را برای عبادت قيام می‌كرد».

نظری‌منفرد تصريح كرد: كسی كه اين مقدار از تعهد دينی آن هم عمل فردی عبادی برخوردار بود شب دور از چشم هم كس اين گونه خدا را بندگی می‌كند پيدا است كه تمام افترائات مبرا است و اين افترائات واقعيت ندارد و ناروا است.

وی در پايان تأكيد كرد: برخی از بزرگان و محققين تصريح كرده‌اند روايتی كه در ذم مختار است رواياتی نيست كه بتوان بر آن تكيه شود و مختار شخصيتی مثبت و محمود العاقبه بوده است.

+ نوشته شده در  90/07/13ساعت 11:0  توسط کانون سفیر کوفه  | 

خاطره ای از حجة الاسلام و المسلمین نظری منفرد



یک بار به لندن رفته بودم ماه مبارک رمضان در آن جلسه درباره مسائل اعتقادی بحث می کردم آنجا که من سخنرانی می کردم روبروی یک کلیسا بود و شرکت کنندگان در آن جلسه ایرانیان بودند و بعضی از افراد بومی انگلیسی و مسلمان، من یک شب پیرامون توحید بحث می کردم و گفتم فرق است بین توحید اسلام و تثلیث مسیحیت و عرض کردم ببینید چقدر این دو در توحید فاصله دارند اسلام خدا را احد و واحد می داند، در اسلام خدا مرکب نیست، جزء ندارد، نظیر هم ندارد و این دو خصوصیت در سوره اخلاص جمع است «قل هو الله احد» اشاره به عدم ترکیب و «کفوا احد» اشاره به نظیر نداشتن خدا است.

کسانی که فارسی بلد نبودند، گوشی های مخصوصی داشتند که مطالب را برایشان ترجمه می کرد. من که آمدم منزل، گفتند یک فاکس برای شما شده است. گفتم من که کسی را اینجا نمی شناسم، فاکس از کجا؟ گفتند یک آقایی فاکس برای شما فرستاده است و با آن اشعاری را که سروده بود، فرستاده بود او جوان مسیحی تازه مسلمانی بود که پای منبر من آمده بود و آن شب که راجع به توحید صحبت کردم، شنیده بود و در فاکس گفته بود این مساله را نمی دانستم که توحیدی را که اسلام می گوید، این قدر زیبا باشد، این نکته خیلی مورد توجه مسیحی تازه مسلمان قرار گرفته بود.

+ نوشته شده در  90/07/13ساعت 10:59  توسط کانون سفیر کوفه  | 


حجت‌الاسلام نظري منفرد:
آيت‌الله مفتي‌‌الشيعه شخصيتي جامع و كامل بود

خبرگزاري فارس: استاد حوزه علميه قم گفت: آيت‌الله مفتي الشيعه خدمات بسياري در راه مكتب شيعه داشت و شخصيتي جامع و كامل بود.

آيت‌الله مفتي‌‌الشيعه شخصيتي جامع و كامل بود

به گزارش خبرگزاري فارس از قم، حجت‌الاسلام والمسلمين علي نظري منفرد در مراسم بزرگداشت ارتحال عالم فقيد، آيت‌الله حاج سيد محمد تقي مفتي‌الشيعه موسوي كه در مسجد اعظم قم برگزار شد، به بيان ويژگي‌هاي شخصيتي اين عالم وارسته پرداخت و اظهارداشت: مرحوم آيت‌الله مفتي الشيعه شخصيتي جامع و كامل بود كه از محضر بزرگاني چون حضرات آيات عظام بروجردي، امام خميني و حجت بهره‌هاي فراواني بر


وي ادامه داد: او در نجف اشرف نزد بسياري از بزرگان از جمله آيت‌الله شاهرودي تلمذ كرده و به چهره‌اي ارزشمند و علمي تبديل شد، به طوري كه تقريرات اصول و فقه وي بسيار عالي است


حجت‌الاسلام و‌المسلمين نظري منفرد اضافه كرد: ايشان عمر پربركت و با فضيلتي داشت و در حال پاسخ دادن به استفتائات به آرامي به لقاء الله پيوست.


وي با اشاره به روايات اهل بيت(ع) در مورد جهان هستي اظهارداشت: اساسا جهاني كه در آن زندگي مي‌كنيم، جهان فرسودگي است و همه چيز در اين عالم در حال فرسوده شدن است.


اين استاد حوزه بيان داشت: كهنه شدن و فرسودگي سنت الهي در اين عالم است، بنابراين مرگ موجودات حتمي است و انسان نيز از اين قاعده مستثني نيست.


حجت‌الاسلام والمسلمين نظري منفرد گفت: مرگ از پديده‌هاي يقيني است كه آدمي در مقام عمل به آن شك مي‌كند و آنچنان به جمع‌آوري مال دنيا مي‌پردازد كه گويي جاودانه خواهد ماند.


وي ادامه داد: روايات فراواني درباره زيارت اهل قبور وارد شده و فلسفه و حكمت آن، تذكر آخرت و مايه عبرت بيان شده است.


وي يادآور شد: مرگ و تذكر آن، انسان را به خوبي موعظه مي‌كند و ياد آور مي‌شود كه بايد خود را براي خانه ابدي آماده كنيم.


حجت‌الاسلام والمسلمين نظري منفرد خاطرنشان كرد: احياء و آماده‌سازي قبل از مرگ در روايات متعددي سفارش شده، چون مرگ هرگز خبر نمي‌كند و امان نمي‌دهد؛ بنابراين بايد دائما آماده رفتن بود.

+ نوشته شده در  90/07/13ساعت 10:58  توسط کانون سفیر کوفه  | 

گفت و گو با حجة الاسلام و المسلمین نظری منفرد


مبلغان: از فرصتی که در اختیار مجله قرار دادید، تشکر می کنیم . لطفا خلاصه ای از زندگی علمی، فرهنگی خود را بیان کنید .

بسم الله الرحمن الرحیم

من هم متقابلا از شما تشکر می کنم و برایتان آرزوی موفقیت دارم .

بنده در سال 1341 ه . ش به فراگرفتن دروس حوزوی مشغول شدم - که هم زمان با آغاز نهضت اسلامی مردم ایران به رهبری حضرت امام خمینی - رضوان الله تعالی علیه - بود . برای ادامه ی تحصیل در سال (1347 ه . ش) عازم نجف اشرف شدم و بعد از توقف کوتاهی در نجف اشرف، مجددا به قم آمدم و از محضر استادانی چون: آیة الله سلطانی طباطبایی در دوره ی سطح و مرحوم آیة الله داماد در درس خارج استفاده کردم و عمده ی درس خارج را از محضر آیت الله میرزا هاشم آملی استفاده کردم و قسمتی از اصول را محضر حضرت آیت الله اراکی تلمذ کردم، در زمینه ی فلسفه هم از محضر استادان مختلفی من جمله: استاد شهید مطهری بهره بردم، در سال 1346 ه . ش موفق به اخذ درجه کارشناسی معقول و منقول (الهیات) از دانشگاه تهران شدم، و اکنون به تبلیغ و تدریس، در حوزه اشتغال دارم .

مبلغان: شما آثاری هم دارید که چاپ شده باشد یا آماده چاپ باشد؟

آثاری از بنده چاپ شده است; مثل: «الاحادیث الغیبه » در سه جلد که مجموعه ای از سخنان پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم و ائمه ی معصومین علیهم السلام است و بیشتر نظر، روی روایاتی است که به عنوان یک خبر غیبی بعدا تحقق پیدا کرده است . این احادیث از منابع شیعه و اهل سنت با کمک دوستان جمع آوری و نقل شده است .

اثر دیگر، کتاب «مقتل کربلا یا قصه کربلاست » که به چاپ رسیده است و نیز کتاب «روزه ماه رمضان » و کتابهای دیگری آماده ی چاپ است وبعضی نیز هنوز آماده ی چاپ نیست .

مبلغان: تاثیر سخن و تبلیغ را در نشر و گسترش اسلام بیان کنید .

بهترین راه افاده و استفاده بیان است . خداوند متعال در اهمیت بیان می فرمایند: «الرحمن علم القرآن خلق الانسان علمه البیان » (1) . پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم از راه بیان، افراد زیادی را متحول ساخت مخصوصا با تلاوت آیات قرآن که وقتی مردم این آیات را می شنیدند، اشک از چشمانشان جاری می شد . قرآن کریم می فرماید: «و اذ استمعوا ما انزل الی الرسول تری اعینهم تفیض من الدمع مما عرفوا من الحق » (2) . پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم در مکه از راه تبلیغ، افرادی را به راه خدا دعوت کردند و عده ای مسلمان شدند، با سخت گیری کفار مکه، پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم گروهی را به سرپرستی جعفر طیار به حبشه فرستادند، که اینها نیز یک گروه تبلیغی بودند - با تبلیغات آنها نجاشی و عده ای دیگر مسلمان شدند، بسیاری از مردم مدینه با تبلیغات مصعب ابن عمیر مسلمان شدند .

تبلیغ بیشترین نقش را در نشر وگسترش اسلام داشته است .

مبلغان: به نظر شما حوزه ی علمیه برای گسترش تبلیغات دینی، چه کارهایی را باید انجام دهد؟

اولا باید برای کسانی که ذوق تبلیغی دارند، جاذبه ایجاد کرد . باید این مسئله را تفهیم کنیم که تبلیغ راه انبیا است، پیامبران الهی وائمه اطهارعلیهم السلام مبلغ بوده اند، خدای متعال در قرآن کریم مبلغان را ستوده است آنجا که می فرماید: «الذین یبلغون رسالات الله و یخشونه ولایخشون احدا الا الله .» (3) آنان که پیام های خدا را می رسانند و از او می ترسند و جز از خدا از کسی نمی ترسند .

ثانیا باید مشکلاتی را که بر سر راه تبلیغ است، برطرف کنیم . در گذشته مشهور بود که مبلغان سواد لازم و کافی ندارند . این سخن انگیزه رفتن به تبلیغ را از بین می برد . ما باید تفهیم کنیم که چنین نیست، اتفاقا یکی از مراجع می فرمودند: «اگر از من سؤال کنند، که تبلیغ و فن سخنوری مهمتر است یا مجتهد شدن؟ می گویم سخنوری .» چون اگر کسی استعداد خوبی داشته باشد، مجتهد خواهد شد اما یک سخنور خوب نخواهد شد . استدلال ایشان این بود که سخنوری هنر است .

این هنر را سخنران می تواند با تلاش و مداومت بر تمرین، در خود تقویت کند .

مبلغان: اشاره فرمودید که به فرمایش آن مرجع بزرگوار: «تبلیغ یک هنر است .» حالا اگر کسی بدون رعایت ضوابط و فنون این هنر وارد میدان تبلیغ شود، آیا می تواند نقش تبلیغی خود را ایفا کند؟

بعضی به طور طبیعی بیان شیوا و جذاب و صدای خوب دارند . ولی هر قدر بیشتر کار شود با فنون خطابه و بیان، موفقیت بیشتر خواهد بود .

مبلغان: به نظر حضرت عالی اولویت های تبلیغی امروزه، کدامند؟

ما در کشوری زندگی می کنیم که غالب جمعیت آن، جوان هستند . و مهمترین خوراک روحی جوان، معارف دین است . حتی باید مقدم بر مسائل اخلاقی بیان شود اول باید پایه و اساس دین جوانان; یعنی، اعتقاد به مبدا، معاد، نبوت و امامت را در آنها تقویت کرد و بعد از این که اعتقادش درست شد، جذب دین می شود . آن وقت نوبت به اخلاق می رسد، و معارف دین را باید با بیان ساده و روشن ارائه نمود .

مبلغان: نکاتی را در مورد شیوه ی تبلیغ معصومین - صلوات الله علیهم اجمعین - بیان بفرماید .

خداوند متعال به شخص پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم می فرماید: «ادع الی سبیل ربک بالحکمة و الموعظة الحسنة و جادلهم بالتی هی احسن » (4) ; بخوان به سوی راه پروردگار خویش با حکمت و پند نیکو و در ستیز با ایشان بدان چه آن نیکوتر است » .

خداوند متعال به حضرت موسی علیه السلام می فرماید: «اذهبا الی فرعون انه طغی فقولا له قولا لینا» (5) ; حتی فرعون که ادعای الوهیت می کند، خداوند متعال می فرماید: «با او با زبان نرم سخن بگو» . با زبان نرم سخن گفتن، شنونده را ترغیب و تشویق به پذیرش می کند . البته در موعظه باید هم بشارت و هم انذار باشد . و پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم هم بشیر است و هم نذیر . و گوینده باید ماهر باشد وبداند که کجا جای انذار است و کجا جای تبشیر . سخنران باید یک روانشناسی از مستمع داشته باشد و به تناسب حال او وی را مورد انذار و تبشیر قرار دهد .

یکی از شیوه های تبلیغی که از روایات استفاده می شود، این است که در آغاز که پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله وسلم مبلغان را به اطراف می فرستادند می فرمودند: برای مردم از اخلاق حسنه صحبت نکنید بلکه مردم را به معارف و عقاید دعوت کنید . و وقتی که معتقد شدند، بیشتر به اخلاق حسنه عامل می شوند ودیگر دستورات اسلام را می پذیرند .

مبلغان: چه بعدی از زندگی پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم و ائمه معصومین علیهم السلام جاذبه دارتر است و لازم است برای مردم مخصوصا جوانان گفته شود؟

همه ی ابعاد زندگی پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم و ائمه معصومین علیهم السلام جاذبه دارد . قرآن کریم می فرماید: «لقد کان لکم فی رسول الله اسوة حسنة » (6) ; پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم اسوه است و همه ی ابعاد زندگی پیامبر خداصلی الله علیه وآله وسلم باید مورد توجه باشد ولی نکته ی مهم در زندگی پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم مقاومت عجیب ایشان است . و این مقاومت ایشان حاکی از ایمان راسخ ایشان است . یک اعتقاد توام با یقین، وقتی انسان به چیزی یقین داشت و معتقد شد، در راستای آن استوار می ماند . واقعا استقامت های پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم فوق العاده است . این نکته ای است که خداوند متعال مکرر ما را به آن امر کرده است «اصبروا و صابروا» و خداوند متعال به کسانی که اهل استقامت هستند بشارت داده است: «ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل علیهم الملائکة الا تخافوا ولاتحزنوا وابشروا بالجنة التی کنتم توعدون » (7) .

اگر این بعد از زندگی پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم را بشناسیم و به دیگران بگوییم، خیلی جالب و آموزنده است .

مبلغان: به نظر شما با توجه به گسترش ابزارها و شیوه های جدید تبلیغ، آیا تبلیغ به شکل سنتی می تواند در دنیای امروز، مؤثر باشد؟

بشر طبعا دوست دارد، گوینده و سخنران را از نزدیک ببیند; خطاب شفاهی چیز دیگری است و فرق است بین کسی که نواری را گوش دهد و کسی که سخنرانی را مستقیما از خطیب بشنود . گرفتن سخن از خطیب و گوینده، بدون واسطه قوی تر است ومردم بیشتر توجه می کنند .

خطابه به شکل سنتی، مشکلی ندارد . فقط خطبای محترم ما باید تلاش کنند از شیوه هایی استفاده کنند که تاثیر بیشتری داشته باشد . به کارگیری الفاظ خوب، با نرمی سخن گفتن و غیره می تواند سخنرانی را گیراتر کند .

مبلغان: یک خطیب خوب به چه چیزهایی نیازمند است؟

یک خطیب به چند چیز، نیازمند است . اخلاص و عامل بودن به گفتارش «الموعظة اذا خرج من القلب دخل فی القلب واذا خرج من اللسان لم یتجاوز الآذان » . اگر سخنران مخلص بود، به آن چه گفت عامل بود، سخنش چون از دل برآید، بر دل نشیند . اما اگر از زبان برآید، از گوش ها تجاوز نمی کند . و امر دیگری که لازم است، داشتن سرمایه ی لازم برای بحث مورد نظر است، شنونده همانند تشنه ای است که خطیب می خواهد او را سیراب کند . پس باید آب گوارا و زلال را در اختیار داشته باشد . همین طور مطالب را در الفاظ زیبا پیاده کردن و حرکات دست و نگاه را تنظیم کردن، خیلی مؤثر است .

مبلغان: سخنران، قبل از سخنرانی چه مقدماتی را باید رعایت کند؟

یک خطیب لازم است با طهارت باشد - ممکن است بعضی از سخنرانان نیاز به طهارت نداشته باشند خطیبی که می خواهد مردم را به خدا دعوت کند و به معنویت و قیامت ترغیب کند، لازم است با طهارت باشد . طهارت باعث نورانیت می شود . خطیب باید قصد قربت کند; اخلاص داشته باشد; خطیب لازم است بر خدا توکل کند و مطلب دیگری که خیلی مهم است، آماده کردن مطالب است تا اوقات مردم را تلف نکند . و این خودش نوعی احترام به مردم است . گوینده باید مطالب مفید و مورد نیاز مردم را آماده کند و سخنرانی کند .

مبلغان: میزان تاثیرگذاری مرهون چه عواملی است؟

میزان تاثیرگذاری بستگی به اموری دارد:

یکی این که الفاظی که در تبلیغ به کار گرفته می شود، برای مخاطب مانوس و خودمانی و آشنا باشد والا اگر الفاظ نامانوس و ثقیل باشد، خسته کننده است . مستمع توجه نمی کند و باعث تلف کردن وقت می شود .

دیگر این که هر قدر گوینده عامل و معتقد به سخن باشد و با سوز سخن بگوید، میزان تاثیرش بیشتر خواهد بود .

البته به کارگیری واژه های علمی خوب و متعارف، در اجتماعات خاص علمی اشکالی ندارد . ممکن است همان ها برای عامه مردم نامانوس باشد باید برای مردم کوچه و بازار - که اکثریت مردم را تشکیل می دهند - از واژه های نامفهوم پرهیز شود و این یک اصل، در سخنرانی است .

مبلغان: آیا در سخنرانی سبک های مختلفی دارید؟

این که انسان با حرارت صحبت کند یا آرام یا متنوع یک تفسیر از سبک های مختلف است . تفسیر دیگر از سبک های مختلف سخنرانی این است که سخنرانی تاریخی باشد یا قرآنی یا استدلالی; یعنی، مطالب و مسائلی که مطرح می شود، برای این که در دل مستمع جای بگیرد و تاثیر بیشتری در او بگذارد، همراه با شواهدی ارائه گردد از قرآن و تاریخ و . . . بعضی به بیان مطلب بسنده می کنند و فقط مطلب را همین طور مسلسل وار ارائه می دهند و بعضی بیانشان را با استبداع و ارائه ی نمونه و چاشنی شعری مزین می کنند . اینها سبک های مختلفی است که تاثیر بیشتری در شنونده خواهد گذاشت .

مبلغان: لطفا چند مورد از مسائلی که اثر تبلیغ را کاهش می دهد، بیان فرمایید .

یکی از آفات سخنرانی این است که سخن همانند یک کلاف سردرگم باشد; یعنی، مشخص نباشد که سخنران چه می گوید، ممکن است کسی با الفاظ، خوب بازی کند وخوب سخنرانی کند اما سخنان خوب نگوید . یک خطابه ی خوب خطابه ای است که آغاز و انجام داشته باشد; ابتدا وانتها داشته باشد و شروع مطلب و خروج از مطلب به گونه ای باشد که هنگامی که جلسه سخنرانی تمام شد و مستمع از جا برخاست، بداند که غذای روحی خودش را از متکلم اخذ کرده است و اگر از او سؤال کنید که پیام این سخنرانی چه بود، بتواند موضوع و پیام آن سخن را بیان کند .

از دیگر آفاتی که برای سخنرانی هست این که خطیب خسته باشد یا خطابه را طولانی کند که باعث خستگی و ملالت شنونده شود و یا این که به گونه ای با حرارت صحبت کند که افراد را ملول و خسته کند و یا این که خطیب مطالبی برای گفتن نداشته باشد و فقط با الفاظ، بازی کند . اینها و اموری دیگر از این قبیل برای خطابه مضر است .

مبلغان: یکی از خطبای به نام کشور ما مرحوم حجة الاسلام والمسلمین فلسفی بود . به نظر شما مهمترین ویژگی و علت درخشش ایشان چه بود؟

یکی از ویژگی هایی که من در صحبت های ایشان لمس کردم و این ویژگی نقش مهمی در موفقیت ایشان داشت، شجاعت ایشان بود . یکی از آفات سخنوری، ترس و واهمه ی خطیب از مستمع است که حتی گاهی باعث فراموش کردن دانستنی هایش می شود . سخنران نباید تحت تاثیر جمعیت مجلس قرار گیرد بلکه هنگامی که مجلس را به دست گرفت، باید کاملا مسلط باشد; و اعتماد به نفس داشته باشد و بدون نگرانی و اضطراب سخن بگوید .

من اینجا نکته ای را که به صورت خاطره هم هست بگویم . شاید ده سال قبل بود که ایشان در دهه ی اول صفر در منزلشان، مجلس داشتند . من با یکی ازدوستان اهل علم برای شرکت درروضه ی ایشان رفته بودیم . مقرر بود در آن مجلس دو نفر سخنرانی کنند وخودایشان جزء مستمعین بودند . وقتی وارد جلسه شدیم، قرعه ی فال به نام من زده شد . من عذر خواستم وگفتم من آمادگی ندارم و برای استفاده از مجلس آمدم .

ایشان نپذیرفتند و فرمودند که خطیب و سخنران هیچ گاه نباید از سخنرانی کردن امتناع کند و عذر بیاورد . فرمودند: اگر مناسبت زمانی است، انسان مطالب درباره ی آن مناسبت داشته باشد و اگر مناسبت خاصی نیست، انسان از این جا شروع کند که انسان مخلوقی است که خداوند به او نعمت بیان عطا کرده است و خود ایشان شروع کردند پای منبر راجع به بیان، صحبت کردن و همان چند دقیقه صحبت ایشان باعث شد که من رفتم منبر و ایشان مرا بعد از منبر تشویق کردند . یکی دیگر از عوامل موفقیت ایشان این که کلمات را زیبا و خوب بیان می کردند; حرکات دست خیلی مرتب بود; حتی ایشان عادی هم که با افراد صحبت می کردند، به قدری جالب بود که گویا روی منبر صحبت می کنند .

کلمات را صحیح و زیبا ادا می کردند; شکسته صحبت نمی کردند و مطلب را خوب می پروراندند و پخته می کردند . یکی از مهم ترین ویژگی های ایشان مطالعات ایشان است که معروف است، گاهی ایشان برای یک ساعت سخنرانی، 8 ساعت مطالعه می کردند ومنبر بدون مطالعه نمی رفتند .

مبلغان: اگر خاطره جالبی از سفرهای تبلیغی خودتان دارید، بیان بفرمایید .

یک بار به لندن رفته بودم، ماه مبارک رمضان در آن جلسه درباره ی مسائل اعتقادی بحث می کردم . آنجا که من سخنرانی می کردم روبروی یک کلیسا بود و شرکت کنندگان در آن جلسه ایرانیان بودند وبعضی از افراد بومی انگلیسی و مسلمان . من یک شب پیرامون توحید بحث می کردم و گفتم فرق است بین توحید اسلام و تثلیث مسیحیت و عرض کردم ببینید چقدر این دو در توحید فاصله دارند . اسلام خدا را احد و واحد می داند; در اسلام خدا مرکب نیست; جزء ندارد; نظیر هم ندارد و این دو خصوصیت در سوره ی اخلاص جمع است . «قل هو الله احد» اشاره به عدم ترکیب و «کفوا احد» اشاره به نظیر نداشتن خدا است .

کسانی که فارسی بلد نبودند، گوشی های مخصوصی داشتند که مطالب را برایشان ترجمه می کرد . من که آمدم منزل، گفتند یک فاکس برای شما شده است . گفتم من که کسی را اینجا نمی شناسم، فاکس از کجا؟ گفتند یک آقایی فاکس برای شما فرستاده است و با آن اشعاری را که سروده بود، فرستاده بود . او جوان مسیحی تازه مسلمانی بود که پای منبر من آمده بود، آن شب که راجع به توحید صحبت کردم، شنیده بود و در فاکس گفته بود این مساله را نمی دانستم که توحیدی را که اسلام می گوید، این قدر زیبا باشد در قبال تثلیث مسیحیت . و این نکته خیلی مورد توجه مسیحی تازه مسلمان قرار گرفته بود . این خاطره ی جالبی برای من بود .

مبلغان: با تشکر از شما به خاطر فرصتی که در اختیار ما قرار دادید .

من هم از شما تشکر می کنم و برای شما آرزوی توفیق دارم .

پی نوشت:

1) الرحمن/1 تا 4 .

2) المائده/83 .

3) احزاب/39 .

4) نحل/125 .

5) طه/43 و 44 .

6) احزاب/21 .

7) فصلت/30 .

+ نوشته شده در  90/07/13ساعت 10:56  توسط کانون سفیر کوفه  | 


تشریح آخرین وضعیت مراحل ساخت ضریح امام حسین / عروس‌ و دامادی همه طلاهای خود را به ضریح اهدا کردند


خبرگزاری رسا ـ رییس هیات امنای ضریح در حال ساخت امام حسین(ع)، از اتمام کار ساخت ضریح جدید مطهر امام حسین در ماه های آینده خبر داد و گفت: ساخت این ضریح مقدس با توجه به ظرافت ها و دقت های صورت گرفته، نقطه عطفی در هنر اسلامی است.


به گزارش خبرنگار خبرگزای رسا، حجت الاسلام والمسلمین نظری منفرد، رییس هیات امنای ضریح در حال ساخت امام حسین(ع) شب گذشته در مراسم جشن میلاد امام سوم شیعیان که در محل کارگاه در مدسه معصومیه قم برگزار شد، با تبریک اعیاد شعبانیه، مراحل ساخت ضریح جدید امام حسین(ع) را تشریح کرد.

وی گفت: به دنبال پیگیری های بسیار زیاد و تحقیقات گسترده برای انتخاب عوامل و شیوه مناسب ساخت ضریح امام حسین(ع)، کارگاه ساخت ضریح مطهر از روز 14 خرداد سال 87 در محل مدرسه علمیه معصومیه قم برپا شد.

حجت الاسلام والمسلمین نظری منفرد بیان داشت: در این روز پیکره چوبی ضریح مطهر حضرت اباعبدالله الحسین(ع) که اهدایی آستانه مقدسه آن حضرت و توسط اساتید نجار ساخته شده بود، در این مکان برپا شد.

وی با بیان اینکه حضور مردم شریف و عاشقان امام حسین(ع) در انجام این پروژه غیر قابل توصیف و چشمگیر بوده است، ابراز داشت: در هر نقطه ای از جهان که خبر ساخت ضریح مطهر منتشر شد شیفتگان و عاشقان اهل بیت و امام حسین(ع) به قدر توانایی خود در این امر خیر سهیم شده اند.

حجت الاسلام والمسلمین نظری منفرد تاکید کرد: مردم ولایی و متدین ایران اسلامی در این راه سنگ تمام گذاشتند و همچنین هدایایی از شیعیان، غیر شیعیان و حتی غیر مسملانان از قاره های مختلف جهان به کارگاه ساخت ضریح مطهر اهدا شد.

وی ادامه داد: بسیاری از افراد خیر حتی به ما اجازه نداده اند که اسم و رسمی از آنها داشته باشیم، همچنین شمار زیادی از زوج ها و عروس های جوان تمام طلاهای خود را خرج ساخت این ضریح مطهر کردند.

رییس هیات امنای ضریح در حال ساخت امام حسین(ع) ابراز داشت: مردان و زنان عاشقی بودند که با وجود نیاز خود، خویشتن را غرق در محبت امام حسین(ع) کردند و پیرمردان و پیر زنان نیز اندوخته یک عمر خود را جهت ساخت این ضریخ مقدس و منور هدیه کردند.

وی افزود: بالاترین و والاترین دعایی که می‌توان برای این عاشقان اهل بیت و سیدالشهدا(ع) کرد، فراز آسمانی زیارت عاشور «اللهم اجعل محیای محیای محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد» است.

حجت الاسلام والمسلمین نظری منفرد در ادامه با اشاره به جزئیات فنی ضریح مطهر امام حسین(ع) ابراز داشت: عملیات قلم زنی ضریح از ابتدای سال 88 با حضور یک تیم از قلم زنان حرفه‌ای اصفهانی آغاز شد و در حال حاضر روزهای پایانی کار خود را می گذارند.

وی ادامه داد: عملیات زرگری، نصب و مونتاژ قطعات قلم زنی نیز آغاز شده که بخش هایی از آن به صورت موقت انجام شده و اقشار مختلف مردم می توانند در ایام بازدید از این پیشرفت‌ها دیدن کنند.

حجت الاسلام والمسلمین نظری منفرد افزود: بخش قابل توجهی از تزیینات سقف داخل ضریح با استفاده از تلفیق هنر معماری سنتی و هنرهای مختلف از جمله معرق، گره چینی و یزدی بندی توسط اساتید فن از شهر شیراز اجرا شده و در حال حاضر رو به پایان است.

حجت الاسلام والمسلمین نظری منفرد گفت: کار ساخت گوی و ماسوله که عناصر تشکیل دهنده پنجره های ضریح مطهر امام حسین(ع) است نیز به اتمام رسیده و کار نصب آن انجام شده است.

وی با اشاره به اقدامات و هماهنگی های انجام شده به منظور زیارت علاقه مندان از ضریح در حال ساخت سیدالشهدا(ع) اظهارداشت: ارادتمندان و شیفتگان به امام حسین(ع) می توانند از روزهای سه شنبه تا پنج شنبه هفته جاری از صاعت 9 صبح تا 9 شب برای زیارت ضریح و اطلاع از پیشرفت و روند کار به محل کارگاه ضریح در حال ساخت به مدرسه علمیه معصومیه واقع در ابتدای بلوار امین قم مراجعه کنند.

رییس شورای هیات امنای ضریح در حال ساخت امام حسین(ع) در بخش دیگری از سخنان خود ابراز داشت: هدایای مردمی که از طریق حساب های بانکی تا پایان خرداد سال جاری به منظور ساخت این ضریح مطهر واریزشده بیش از 4میلیارد و 500 میلیون تومان بوده است.

وی اضافه کرد: بیش از 143 کیلوگرم طلا نیز تاکنون برای ساخت این ضریح مطهر بکار رفته و حدود 5 میلیارد و 500 میلیون تومان نیز برای این منظور هزینه شده است.

آیت الله نظری منفرد گفت: زمان اجرای پروژه با توجه به حساسیت و دقت و وسواس بسیار زیاد در کار از زمانبدی پیش بینی شده طولانی تر شده است، اما امیدواریم این کار که نقطه عطفی در هنر اسلامی خواهد بود در ماه های آینده به اتمام برسد.

وی خاطرنشان کرد: به پیشنهاد تولیت حرم امام حسین(ع) کار ساخت ضریح مطهر شهدای کربلا نیز به این هیات امنا واگذار شده است که بدنه چوبی آن در حال نجاری است و علاقه مندان و شیفتگان می توانند تبرعات خود را در قالب ضریح امام حسین(ع) اهدا کنند

+ نوشته شده در  90/07/13ساعت 10:55  توسط کانون سفیر کوفه  | 

  استاد سطح عالی حوزه تشریح کرد

  نیم‌نگاهی به قم در قبل و بعد از ورود حضرت معصومه(س) 


  حجت‌الاسلام والمسلمین نظری‌منفرد از اساتید سطح عالی حوزه به مناسبت دهه کرامت در گفت‌وگو با سرویس علمی- فرهنگی مرکز خبر حوزه پیشینه قم قبل و بعد از ورود حضرت معصومه (س) به این دیار را تشریح کردند. 

متن کامل گفت‌وگو با این استاد حوزه تقدیم خوانندگان ارجمند می‌گردد.

*قبل از ورود حضرت معصومه‌(س) به قم، این شهر چه جایگاه علمی و حوزوی داشته است ؟

قبل از ورود حضرت معصومه‌(س) به شهر قم، این شهر یکی از مراکز مهم شیعه در همان عصر و قبل از آن محسوب می‌شد، لازم به ذکر است سال تاسیس دوران حیات اسلامی و شیعی قم، سال 83 هجری قمری، سال ولادت حضرت امام صادق‌(ع) می‌باشد که به عنوان یکی از مراکز شیعه پایه‌گذاری شد و شاید اولین مرکز شیعه، بعد از شهر کوفه باشد که در روایات نیز به آن اشاره شده است.

ما می‌توانیم به شخصیت‌های بزرگی که از اصحاب امام صادق‌(ع) هستند مثل عیسی‌بن عبدالله قمی و برادرش اشاره کنیم که این دو شخصیت خدمت امام ششم‌(ع) رسیده‌اند و حضرت از این دو برادر تجلیل نموده و فرمودند: «تُرْبَةُ قُمَّ مُقَدَّسَةٌ وَ أَهْلُهَا مِنَّا وَ نَحْنُ مِنْهُمْ» خاک قم مقدس است، اهل قم ازما وما ازاهل قم هستیم.(بحارالانوارج57ص218)

بنابراین از عصر امام صادق‌(ع) قم، به عنوان یکی از پایگاه‌های تشیع شمرده می‌شد و این مسئله به قبل از ورود حضرت معصومه‌(س) به قم بر می‌گردد.

*با توجه به اینکه به روایت شریفی  اشاره داشتید، حضرت امام صادق‌(ع) فرمودند: «اهل قم» آیا کلمه اهل در اینجا اشاره به مطلب خاصی دارد؟

«اهل البلد من سکن فی البلد» اهل شهر، کسانی هستند که در آن شهر، ساکن هستند و کسانی که بعدها هم آمده‌اند و در آن ساکن شده‌اند را شامل می‌شود.

جاذبه‌هایی که شهر قم داشته است مردم را به این دیار کشانده و آن معنویت قم، مرکز حوزه علمیه و محل دفن حضرت معصومه‌(س) و امامزادگان جلیل القدر می‌باشد، از این جهت کسانی که در این مکان ساکن می‌شوند، آنها هم اهل قم محسوب می‌شوند.

*بعضی معتقدند کلمه اهل به این معنا است که افرادی «اهلیت» داشته باشند؛ نظر شما در این باره چیست؟

این نوع گفتار، توجیه مساله است و الا اهل، در قرآن نیز وارد شده است و خداوند متعال، از اهل‌بیت‌(ع) در قرآن یاد کرده است، یعنی کسانی که خاندان حضرت پیامبر‌(ص) هستند یا از آل‌ ابراهیم‌(ع) هستند. اگر کلمه‌ اهل را به معنای اهلیت داشتن، تعبیر کنیم در معنای خاص بکار برده‌ایم، ولی آنچه از روایت مذکور استنباط می‌شود، مقصود از اهل مردم شهر قم هستند.

*ورود حضرت معصومه‌(س) به قم، مصادف با چه برهه تاریخی شیعه و تطور علمی بود؟

همان‌گونه که مطرح شد، تاسیس شهر قم، بر اساس اندیشه شیعه پایه‌گذاری شد، آن طور که در مصادر نقل شده است، حضرت معصومه‌(س) با گذشت بیش از یک قرن از حیات شیعی در شهر قم، وارد این شهر شدند در آن عصر شخصیت‌ها و رجال بزرگ علمی از شاگردان حضرات معصومین‌ امام صادق‌، امام کاظم و امام رضا‌(ع) در این شهر می‌زیسته‌اند، این نکته نیز باید بیان شود که از احفاد امام صادق‌(ع) مثل علی‌بن‌جعفر عریضی و یا فرزندان ایشان، به قم مهاجرت نمودند و در همان ایام در قم ساکن بودند از جمله احفاد علی‌بن‌جعفر، احمدبن قاسم می‌باشد که مرقد شریف آن بزرگوار در جنب میدان معلم قرار دارد ایشان نوه علی‌بن‌جعفر عریضی است که نَسَب شریفش با سه واسطه به امام صادق‌(ع) می‌رسد.

بنابراین، مهاجرت اهل‌بیت‌(ع) به شهر قم در آن عصر و مهاجرت فرزندان امام جواد‌(ع) بعد از آن دوران، شهر قم را یکی از مراکز مهم و پناهگاه فاطمیین مطرح کرد. در روایتی از امام صادق‌(ع) نقل شده است که: «إِذَا أَصَابَتْكُمْ بَلِيَّةٌ وَ عَنَاءٌ فَعَلَيْكُمْ بِقُمَّ فَإِنَّهُ مَأْوَى الْفَاطِمِيِّينَ» زمانی که بلا و رنجی به شما برسد به قم برویدکه جایگاه بنی فاطمه است.(بحارج57ص215).

جایگاه قم، در نزد ائمه‌(ع) آنقدر با اهمیت بوده است که امام صادق‌(ع) درباره قمی‌ها فرموده است: «لولا القمیین لاندرست آثار الدین (النبوة)». اگر قمی‌ها نبودند آثار دین یا نبوت، کهنه می‌شد.

مرحوم کلینی‌(ره) که کتاب کافی وی، از سه بخش اصول، فروع و روضه تشکیل شده است و مجموعا شانزده هزار و دویست حدیث را در این مجموعه گردآوری نموده است. در این اثر گرانبها که یکی از اولین کتاب حدیثی شیعه نیز می‌باشد و آن را در حدود بیست سال تالیف نموده است، 95درصد احادیث این کتاب شریف را از علمای قم نقل می‌کند و فقط 5 درصد از علمای غیر قمی است.

مرحوم کلینی‌(ره) در کتاب کافی، این جمله را زیاد نقل می‌کند: «عدة من اصحابنا». این «عدة من اصحابنا» تماماً قمی‌ها هستند یا از علی‌بن ابراهیم قمی (صاحب تفسیر) نقل می‌کند و یا از مشایخ دیگر که همه از اهل قم بودند و این مساله، جایگاه علمی قم را در آن دوره از تاریخ نشان می‌دهد و همچنین نشان دهنده این است که مکتب اهل‌بیت‌‌(ع) در قم شکل گرفته است و شاگردان ائمه‌(ع) نوعاً در شهر قم سکونت داشتند.

*پایه‌های حوزه علمیه قم در چه تاریخی استوار شد؟ با توجه به اینکه محدثین بزرگی چون زکریابن آدم و اصحاب ائمه‌(ع) در این شهر حضور داشتند؟

به نظر می‌رسد از زمان تاسیس قم که به دست شیعیان صورت گرفت، حوزه علمیه قم نیز پی‌ریزی شد، اما به صورت رسمی در عصر زکریابن آدم‌(ره) حوزه علمیه قم پایه‌گذاری شد زکریا‌بن آدم در قم مدرسه‌ای داشته است و برخی معتقدند آثاری که الان در خیابان آذر به جا مانده است و مناره‌هایی که در میدان کهنه آذر وجود دارد سر در مدرسه زکریا بن آدم می‌باشد، وضعیت مکانی قم در آن عصر، در منطقه آذر قم و محله چهل اختران فعلی قرار داشت.

*با ورود حضرت معصومه‌(س) چه اتفاقی رخ داد که پایه‌های حوزه علمیه پی‌ریزی شد؟

آنچه از تاریخ قم استفاده می‌شود این است که قبل از ورود حضرت معصومه‌(س) به قم، مردم و علما بواسطه ارتباط محکمی که با امام صادق‌(ع) امام کاظم و امام رضا (ع) داشتند این شهر، به عنوان مرکز تشیع معروف و مشهور بوده است.

وقتی حضرت معصومه‌(س) به عزم دیدن برادرش امام رضا‌(ع) به ساوه رسیدند، دو نقل در تاریخ نقل شده است روایت اول می‌گوید؛ مردم بعد از مطلع شدن، به ساوه رفتند و حضرت معصومه‌(س) را به قم آوردند.

نقل دوم این است که مردم در بیرون شهر قم به استقبال آن حضرت رفتند.

به هر حال این امر نشاندهنده این است که زمینه مساعدی برای ورود حضرت معصومه‌(س) به قم فراهم بوده است و حضرت نیز اظهار تمایل کردند که به قم مشرف شوند و جناب موسی‌بن خزرج که یکی از شخصیت‌های مهم آن عصر بود، کریمه اهل‌بیت‌(ع) را در خانه خودش در همین بیت‌النور فعلی، سکونت دادند این نکته نیز ضروری است که زکریا‌بن آدم و ابراهیم بن‌هاشم، پدر علی‌بن ابراهیم قمی و شخصیت‌های دیگری در همان عصر می‌زیسته‌اند و از مؤسسین حوزه علمیه قم بودند.

*حضرت معصومه‌(س) از چه جایگاه علمی برخوردار بودند؟

در این رابطه باید گفته شود، چون دوزاده قرن بین ما و حضرت معصومه‌(س) فاصله شده است، متاسفانه اطلاعات ما در حد محدودی است لکن، شواهدی از بیانات ائمه‌(ع) درباره جایگاه رفیع حضرت معصومه‌(س) در دست است که مقام والای آن حضرت را به همه معرفی می کند به عنوان نمونه امام صادق‌(ع) فرمود: «إِنَّ لِلَّهِ حَرَماً وَ هُوَ مَكَّةُ أَلَا إِنَّ لِرَسُولِ اللَّهِ حَرَماً وَ هُوَ الْمَدِينَةُ أَلَا وَ إِنَّ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ حَرَماً وَ هُوَ الْكُوفَةُ أَلَا وَ إِنَّ قُمَّ الْكُوفَةُ الصَّغِيرَةُ أَلَا إِنَّ لِلْجَنَّةِ ثَمَانِيَةَ أَبْوَابٍ ثَلَاثَةٌ مِنْهَا إِلَى قُمَّ تُقْبَضُ فِيهَا امْرَأَةٌ مِنْ وُلْدِي اسْمُهَا فَاطِمَةُ بِنْتُ مُوسَى وَ تُدْخَلُ بِشَفَاعَتِهَا شِيعَتِي الْجَنَّةَ بِأَجْمَعِهم» همانا خدا را حرمى است كه مكه است، رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم را حرمى است كه مدينة است و براى امير المؤمنين عليه السّلام حرمى است كه كوفه است، آگاه باشید قم كوفه صغرى است، همانا بهشت را 8 در است كه 3 در آنها بسوى قم است، در آن زنى از فرزندانم به نام فاطمه در می‌گذرد که بشفاعت او همه شيعیانم به بهشت داخل می شوند(بحارج57ص228)

همچنین حسن بن محمدقمی درتاریخ قم، از امام صادق علیه السلام نقل می کند: «عَنْ تَارِيخِ قُمَّ لِلْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْقُمِّيِّ عَنِ الصَّادِقِ ع إِنَّ لِلَّهِ حَرَماً وَ هُوَ مَكَّةُ وَ لِرَسُولِهِ حَرَماً وَ هُوَ الْمَدِينَةُ وَ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ حَرَماً وَ هُوَ الْكُوفَةُ وَ لَنَا حَرَماً وَ هُوَ قُمُّ وَ سَتُدْفَنُ فِيهِ امْرَأَةٌ مِنْ وُلْدِي تُسَمَّى فَاطِمَةَ مَنْ زَارَهَا وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّةُ»

قال ع ذلك و لم تحمل بموسى ع أمه

همانا خدا را حرمى است كه مكه است و پيامبر نيز حرمى دارد كه مدينه است و امير المؤمنين حرمى دارد كه كوفه است و حرم ما قم است. بزودى زنى از فرزندان من در آنجا دفن مى‏شود هر كس او را زيارت كند بهشت برين بر او واجب مى‏شود. اين فرمايش را حضرت صادق موقعى فرمود كه هنوز مادر موسى بن جعفر‌(ع) به امام موسى‌(ع) حامله نشده بود.

 از این حدیث شریف استفاده می‌شود کسی که بواسطه شفاعت او، شیعیان وارد بهشت می شوند باید از جایگاه ویژه‌ای در نزد خداوند برخوردار باشد.

نکته دیگر، زیارت کردن ایشان است که امام جواد‌(ع) فرمودند: «مَنْ زَارَ عَمَّتِي بِقُمَّ فَلَهُ الْجَنَّةُ» کسی که عمه مرا درقم زیارت کند، پاداش او بهشت است. (بحارج48ص316) و یا امام‌رضا‌(ع) فرمودند: «من زار اختی المعصومه‌(ع) بقم کمن زارنی». هر کس خواهر مرا در قم زیارت کند، مثل این است که مرا زیارت کرده است، این دو حدیث نیز مقام والای آن حضرت را به روشنی بیان می‌کند، افزون بر این مساله، از چیزهایی که نمایانگر شخصیت حضرت معصومه‌(ع) است، روایاتی است که از آن حضرت نقل شده است.

احمد بن حسن قمی معاصر با شیخ صدوق، کتابی به نام «جامع الاحادیث» دارد، یکی از بخش‌های کتاب به نام المسلسلات نام گرفته است؛ روایاتی که افراد هم نام، نقل کرده‌اند را آورده است. مولف در این بخش چند حدیث از کریمه اهل‌بیت‌(س) نقل کرده است که به یکی از آن روایات اشاره می‌کنیم، حضرت فاطمه ‌معصومه‌(س) از فاطمه دختر امام صادق‌(ع) و او از فاطمه دختر امام باقر‌(ع) .... تا می‌رسد به حضرت فاطمه‌زهرا‌(س) و آن حضرت از رسول اکرم‌(ص) نقل می‌کند که پیامبر‌خدا‌(ص) فرمود: «من کنت مولاه فهذا علی‌مولاه» در واقع حضرت معصومه‌(س) یکی از روات حدیث غدیر خم می‌باشد و همچنین، حضرت معصومه‌(س) احادیث دیگری را در شان شیعه، از رسول خدا‌(ص) نقل نموده‌اند و از جمله این احادیث، این حدیث شریف است که می‌فرماید: «مَنْ مَاتَ عَلَى حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ مَاتَ شَهِيداً» (بحارج27ص111) کسی که برحب آل محمد بمیرد شهید مرده است

که این حدیث در مصادر اهل سنت نیز وجود دارد، یعنی در حقیقت، حضرت معصومه‌(س) محدثه بوده است.

*ویژگی‌های مدرسه فقهی قم چه چیزهایی است و این مساله ناشی از چه امری می‌باشد؟

ویژگی‌های فقهی مدرسه قم را باید در مدرسه و حوزه اهل‌بیت‌(ع) جستجو کرد، چون که شیعه هر چه دارد از اهل‌بیت‌(ع) است، جا دارد که اشاره شود به فرمایش امیرالمومنین‌(ع) که درباره اهل‌بیت‌(ع) فرمود: «هم عیش العلم و موت الجهل» اهل‌بیت‌(ع) محل و مکان حیات علم هستند (هر جا اهل‌بیت‌(ع) باشند علم در آن جا زنده است) و جهل در نزد آنان مرده است. «یخبرهم حلمهم عن علمهم و صمتهم عن حکمهم ...» حلم اهل‌بیت‌(ع) از علم آنها و سکوتشان از حکمت آنها خبر می‌دهد اهل‌بیت‌(ع) اهل درایت هستند.

نه فقط اینکه اهل روایت هستند، زیرا روایت کردن کار سختی نیست، بلکه عمده این است که انسان در مضامین روایات اهل‌بیت‌(ع) دقت کند و این کار در حوزه قم شده است، البته این کار قبلا در حوزه نجف نیز صورت گرفته بود و حوزه نجف نیز حق بزرگی نه تنها بر تشیع، بلکه بر عالم اسلام ‌دارد، لکن قم، از این ویژگی برخوردار است که اهل درایت هستند و روایات اهل‌بیت‌(ع) را موشکافی می‌کنند، کارهای پژوهشی و تحقیقی انجام می‌دهند و حقایق را از لابلای این روایات بدست آورده و ارائه می‌دهند.

*نحوه ارادت طلاب و عموم مردم به حضرت معصومه‌ (س) چگونه باید باشد؟

عمده ارادت به حضرت معصومه‌(س) از این جهت است که حضرات ائمه‌(ع) از کریمه اهل‌بیت‌(س) تجلیل نموده‌اند ما کمتر امامزاده‌ای را سراغ داریم که چند امام از او تجلیل کرده باشند.

امامانی چون: امام صادق‌، امام کاظم، امام رضا‌ (زیارتنامه) و امام جواد‌(ع) درباره مقام ویژه آن حضرت مطالب ارزنده‌ای را بیان نموده‌اند.

شاهد این مطلب آن است ملاصدرا صاحب اسفار که شخصیت نابغه‌ای در عصر خود بوده است و در زمان تبعید در روستای کهک قم سکونت داشت، هر وقت به مشکل علمی برمی‌خورد این مسافت کهک به قم را با نبود، امکانات آن زمان طی می‌کرد و به حرم حضرت معصومه‌(س) مشرف می‌شد و با توسل به کریمه اهل‌بیت‌(س) مشکل خود را حل می‌کرد، کراماتی که از آن مخدره معصومه‌(س)، برای مردم اتفاق افتاده است، مزید بر این امر شده است که مردم به آن حضرت علاقمند شده و اظهار ارادت نمایند.

*کرامتی از حضرت معصومه‌(س) نسبت به بزرگان، اگر خاطرتان است بفرمایید.

چندین سال قبل در قم و اطراف این شهر، خشکسالی اتفاق افتاد، کشاورزان از جهت آب، در مضیقه قرار گرفتند و به حرم کریمه اهل‌بیت‌(ع) آمدند و متوسل به آن حضرت شدند، یکی از متوسلین به حضرت معصومه‌(س) شخصی را در خواب دید که به او گفت: نیازی نیست به خاطر این گونه مساله جزیی به حضرت معصومه‌(س) متوسل شوید شما مشکلات جزیی خود را حتی می‌توانید، خدمت میرزای قمی‌(ره) ببرید و از او بخواهید، تا مشکل شما حل شود.

کرامت دیگری که بنده در کتاب «کریمه اهل‌بیت‌(ع) آورده‌ام این است که، شخصی از اهل علم که در مدرسه آیت‌الله بروجردی‌(خان) حجره داشته است بر اثر گرسنگی شدید، متوسل به حضرت معصومه‌(س) می‌شود و کریمه اهل‌بیت‌(ع) نیز در خواب به یکی از ثروتمندان قم دستور می‌دهد فلان شخص در فلان مدرسه گرسنه است، به او غذا برسان. آن شخص بعد از بیدار شدن، به خواب خود اعتنا نکرده و می‌خوابد.

حضرت معصومه‌(س) مجدداً در خواب به آن شخص نهیب می‌زند که آن طلبه در مدرسه خان گرسنه است و شما که غذا دارید به او برسانید.

آن شخص متمکن از خواب بلند شده و مقداری غذا را برای طلبه گرسنه می‌آورد و بعد به آن طلبه می‌گوید صبح به منزل ما بیا و تا زنده هستم شما را از نظر مالی تامین می‌کنم.

من از خداوند متعال توفیق می‌خواهم که نعمت جوار حضرت معصومه‌(س) و حوزه علمیه قم را غنیمت بشماریم و سعی کنیم این فضای ملکوتی و معنوی شهر قم را آلوده نکنیم جوان‌ها سعی داشته باشند این فضا معنوی را حفظ کنند قطعا فضای حرم کریمه اهل‌بیت‌(س) محل نزول و صعود ملائکه است جای بسیار مقدس و مورد توجه ائمه‌(ع) می‌باشد.

فضای قم، فضای مقدسی است و حتما حضرت حجت‌ابن الحسن‌(عج) به این جا توجه دارد.

*نظر شما درباره خبرگزاری حوزه چیست؟

من این مساله را کار خوب و مناسب می‌دانم حوزه باید به تمام تجهیزات روز برای خبررسانی درون حوزوی و بیرون حوزوی، مجهز و آشنا باشد تا بتواند به کسانی که خواهان اطلاع‌رسانی واقعی و حقیقی هستند خدمات لازم را ارائه دهد و بهترین و موثق‌ترین کانال برای خبر رسانی هم حوزه است.

+ نوشته شده در  90/07/13ساعت 10:47  توسط کانون سفیر کوفه  |